من،سکوت...مینویسم
مرگ * چِقَدَر زود گذشت وقت دیدار زمان و چقدر آسان است وقت پوسیدنمان و چقدر تاریک اما گرم است شب وصل من و آن خاکیها روزگاری ست دلم مشغول است سر من می لغزد بر گرد زمان ** تیک ساعت اما تاک نداشت ثانیه ماند که تنها برود یا نرود *** من آشفته و خاکی به شتابان به عزل نزدیکم و اینک به خودم میگویم که در آن نزدیکی تکه خاکی خالی بدنم می بوید و مرا می خواند. از تو بدم می آید. برو با پیراهن راه، راهت . وقتی به چشمانت نگاه میکنم بیشتر از تو بدم می آید چون چشمانت هم راه راه شده اند. از تو بدم می آید میدانی چرا ؟ هبوط آنها و چرا لحظه ای مانده بود برای رسیدن به اوج و آنچه هست در هستی و اما ....هبوط کار همه را ساخت . و تو آنچنان مبهوت شده ای در کار دنیا که این سقوط را هم ...... نفهمیدی. لحظه ،لحظه وجودم چکیده جگرم داغ وزبان لال میشود دستانم طاقت ندارد سنگینی وجود هوا را. سکوت گوشم را می خراشد از کنار گوش من با هر گذرش سوت می زند سکوت در در گوشم آدمی از پشت شیشه فریاد میزند نمی شنود هیچ صدایش اما من شنیده ام بارها از این دادها رخدادها آدمک شیشه اش شکسته .. اما.... هنوز صدایش گنگ است آنجا گمانم می برد تکه هایم به او بخشیده شد به هنگام چکیدن . این آدمک غریبه نیست هر چه هست، عمریست که با من آشناست..... . و ناگهان چقدر زود دیر میشود ...... بی آنکه من وتو لحظه ای از آن را درک کنیم. رفته بودم به قبرستون .به قبرها نگاه می کردم میخواستم برای همه ی اونایی که اونجا بودن فاتحه بفرستم .حتمااونا هم گناه داشتن که یکی بخواد اونارو با فاتحه پاک کنه و از بین ببره برای همشون فاتحه خوندم . سبک شدم اما دیگه گردنم درد گرفته بود !یه کم اونطرف تر در ِ قبرستونی بود از درش زدم بیرون .توی راه که داشتم از منطقه ی قبرستون دور ترو دورتر می شدم دا شتم به این فکر می کردم حتما اونا هم بعضی هاشون اونقدر کم نورو ضعیف بودن که دیده نمی شدند بعضی هاشونم اونقدر پر نوربودند که مثل خورشید می درخشیدند. میخواستم از اون منطقه بیام بیرون اما دلم طاقت نمی داد دلم براشون تنگ می شد .تازه داشتم یه شبا هتهایی رو می فهمیدم اما تصمیم گرفتم انقدر به فکر این بچه های آسمون نباشم و از تلسکوپ چشم بردارم برم قبرستون خودمون . امامزاده ی دو کوچه بالاتر... برای کشف زیبایی ست که زندگی می کنیم ، باقی همه انتظار است و انتظار. چه زیبا می گوید جبران. اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست
| Design By : Night Skin |

