تبليغاتX
من،سکوت...مینویسم




















من،سکوت...مینویسم

پایش را از میان قبرهای ترک خورده ی کهنه با زحمت زیاد بیرون کشید و لباس خاکی شده اش را تکانی داد و دستانش را در حالیکه که در جیب های پالتوی گشادش  فرو کرده بود در هوا تکان میداد ...

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 11:6 PM توسط طیبه پاكدل| |


Design By : Night Skin